تبليغاتX
در جستجوی علم

+ نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 16:48 توسط مجید |

من چون یه علاقه ای نسبت به اینجور هیجانات دارم، گفتم این مطلب رو اینجا بنویسم... البته من بیشتر ترجیح میدم تو ارتفاع کار کنه تا بخواهد خیلی بچرخه... یادش بخیر اون روزی که رو پد هلیکوپتر برج تهران واستاده بودیم (تقریبا ارتفاع 150 متری) باد نسبتا شدیدی اومد... که من گفتم اگه این باد شدید باشه و آدم پرت بشه پایین چی میشه؟؟؟!!! یا اون باری که با حسام رفتیم راپل، چه حالی داد... 3-4 بار هم فصله دو تا کوه رو رفتیم...

حالا میگید قضیه چیه؟ این پایین رو بخونید می فهمید...

The roller coaster is a popular amusement ride developed for amusement parks and modern theme parks. LaMarcus Adna Thompson patented the first coasters on January 20, 1885. In essence a specialized railroad system, a roller coaster consists of a track that rises in designed patterns, sometimes with one or more inversions (such as vertical loops) that turn the rider briefly upside down. The track does not necessarily have to be a complete circuit, as shuttle roller coasters exhibit. Most roller coasters have multiple cars in which passengers sit and are restrained. Two or more cars hooked together are called a train. Some roller coasters, notably Wild Mouse roller coasters, run with single cars.


این عکس اولین ترن هوایی ساخته شده در دنیا هستش... به سال 1884

این یکی برای سال 1912 هستش .. که هنوز فعاله... خیلی ساده به نظر میرسه

این عکس پایین بلندترین ترن هوایی دنیاست... فقط 456 فوت (یعنی 139 متر) ارتفاع داره

این یکی از مخوف ترین هاست - من عاشق این هستم

این یکی رو نمیدونم دیگه چه جوری باید هضم کرد

این ترن هوایی، اولین 4 بعدی دنیاست... یعنی انسان رو در صفر مطلق ضرب میکنه و تحویل میده

بعد از ضرب شدن در صفر مطلق، امتحان آخر شاید آخرین باشه

اگر اینجا تو مالزی یه ترن بلند و نه پیچ در پیچ پیدا کنم حتما کمی انرژی رو تخلیه می کنم، اما اگه پیدا نشد مجبورم با همون صندلی گنتینگ چندبار انرژی رو تخلیه کنم... راستی کسی سراغ نداره... از اون مرتفع هاش...

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 1:23 توسط مجید |

میگن:

خداوند گر ز حکمت ببندد دری

ز رحمت گشاید در دیگری


نزدیک 3 ماهه تو مصرع اول گیر کردم... به هر دری می زنم یا بسته است و کسی بازش نمی کنه یا اگر باز باشه تا میام بهش برسم بسته میشه... موندم تو حکمت خدا...

التماس دعا...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 17:25 توسط مجید |


دیشب "بیست" رو دیدیم...

پرویز پرستویی خیلی خوب بود... گریم حبیب رضایی هم همینطور... موضوع هم جالب بود... به نظرم اومد استفاده از خمسه فقط برای کاهش ریسک سرمایه گذاری بوده... بچه خیلی رو اعصاب راه میرفت :) در مجموع دیدنش توصیه میشه... البته تشریف ببرین سینما و بلیط بخرین...

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 13:53 توسط مجید |

میخواستم این مطلب رو تو نظر بزارم، اما دیدم یه کمی طولانی میشه برای همین تصمیم گرفتم پستش کنم...

با توجه به اطلاعاتی که من دارم، نه تنها هنوز شخصی بزرگتر از پروفسور حسابی که ایرانی باشد در دنیا نداریم که حتی در اندازه ایشان هم کسی رو پیدا نکردم. اگر شخصی هست شما معرفی کنید.

من معتقدم هنوز یک پروفسور حسابی دیگر نداریم...

وقتی سری به صفحات دانشمندان ایرانی مقیم آمریکا می زنی آنقدر نامهای عجیب و غریب و تئوری و نظریه و شغل و منصب و پروژه میبینی که نمی دونی به خودت افتخار کنی یا برای خودت متاسف بشی که این همه ایرانی پرافتخار در کشور خودت نیستند... کامران وفا هم یکی از اونهاست...

با مراجعه به این وبلاگ میشه یه اطلاعات جزئی دریافت کرد...
http://www.roohollah5329.blogfa.com/post-59.aspx
اما آنچه برای من ارزشمند هست شخص پروفسور حسابی است. اگر گفته میشه:
" در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات، و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد.او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشتهٔ فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائهٔ رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود."
علتش این هست که تمام مدارکش در موزه موجود، قابل بازدید و بررسی و نگهداری میشه...
در ادامه به این مطلب توجه کنید که بسیار جالب است:

"آنچه نقاشي ونگوک را از نمونه هاي چينيش متمايز مي کند چيست؟ اين که نقاشي توسط يک شخصيت برجسته تاريخي کشيده شده؟ شخصيت تاريخي؟ ونگوک؟ همان جوان خل وضع فقير که غم به فروش نرسيدن آثارش را روي بوم سفيد خالي مي کرد؟"

چه کسی فکر میکرد نقاشی های آن جوان دیوانه و خل (ونگوک رو میگم) امروز با قیمت پایه 40 میلیون دلار و نه یکی و 2 تا و 5 تا، که تعداد زیاد (900 نقاشی و 1100 طراحی) در موزه ها و بین کلکسیونر ها به فروش میرسه و حتی گاهی اوقات سرقت میشه و شده منبع تدریس در دانشگاه های هنر... چند سال بعد از مرگ ونگوک همگان فهمیدند "آن" یک جوان خل و فقیر بزرگترین بود... دنیای هنر هرگز شخصی مثل ونگوک را به خود ندیده و معلوم نیست چه زمانی خواهد دید.

پروفسور وفا یک فیزیکدان نمونه است... اما حسابی یک فیزیکدان نبود... کسی که فیزیک، شیمی، ریاضیات، و نجوم در باب مهندسی می داند و قرآن و حافظ از بر است و بوستان و گلستان سعدی و مثنوی مولوی را در باب ادبیات و الهیات می داند، پزشکی را در باب طب، زبان آلمانی، فرانسه، انگلیسی را به خوبی اشراف دارد. که این موضوعات را بزرگانی چون مرحوم علامه جعفری و استاد مطهری تایید می نمایند (در حال حاضر دکتر حداد عادل می توانند این موضوع را تایید کنند)... بحث پروفسور حسابی بحث یک شخص نیست... بحث یک فیزیکدان نیست که تئوری اش چه هست یا چه بوده یا با انیشتین در ارتباط بوده یا نه... بحث مرد علم است...  دریافت نشان "به دریافت بالاترین نشان فرانسه لژیون دونور نائل گردید." شاید چیزی عادی باشد که هرسال بالاخره به یک نفر اعطا می شود... من معتقدم آن دانشمندانی که الان در پروژه انجمن پژوهشهای هسته ای اروپا " سرن " کار میکنند هرچه هم که توان علمی بالایی در این پروژه داشته باشند باز نمی توانند یک پروفسور حسابی باشند... در مورد پروفسور حسابی غلو نشده که مستندات آن در موزه برای بازدید عموم در معرض نمایش است...

در مورد ایرج حسابی، من به نوع رفتار اجتماعی و اقتصادی اون کار ندارم، بیشتر از این نظر برایم مهم هست که اگر او نبود، پروفسور حسابی فقط نامی بود بر تاریخچه "دانشگاه" تهران بعنوان موسس " موسسه ژئو فیزیک" ، " دانشکده علوم" ، "دانشکده فنی" ، " مرکز تحقیقات اتمی " و ...

در سال 88 بانک ملی، موزه را به حراج گذاشته بود تا 5 میلیارد تومان بدهی پروفسور ( یا فرزند ایشان) به بانک برگشت داده شود... اگر کسی ساکن آن محل باشد میداند که ارزش ریالی ملک پروفسور حسابی می تواند علاوه بر پرداخت بدهی، برای فرزندش حداقل 100 سالی را راحتی به ارمغان داشته باشد... تازه در شرایطی که اموال موزه به موزه، افراد و یا رابطین دیگر به فروش نرسد که خود آن ارزش بسیاری دارد...

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 19:44 توسط مجید |